در حالی که "سیستم برتون وودز"(1) سیستمی که در اوایل قرن بیستم، قوانین مالی و تجاری میان کشورهای امریکا، کانادا، اروپای غربی، استرالیا و ژاپن را مشخص و تعیین می کرد، در حال تدوین نظم جدید تجارت مالی بود، "هری دکستر وایت" (2) و "جان مینارد کینز" (3) هم زمان، چیزی بیشتر و فراتر از تنظیم نظام پولی بین المللی را در سر می پروراندند.
"سازمان تجارت بین المللی" (WTO) نیز قرار بود به منظور وضع قوانین چندجانبه برای حل و فصل مناقشات تجاری تاسیس شود. انتظار می رفت که تبعیت از قوانین سازمان تجارت بین المللی به عنوان یک انگیزه داخلی مهم (و الزام آور) برای دولت ها، به آنها این امکان را دهد تا در مقابل خواسته های حمایت گرایی مقاومت کنند.
در فاصله سال های 1946 تا 1948، کنفرانس های چندجانبه موفقی برگزار شد و این امر در نهایت به پذیرش "منشور هاوانا" که پیش نویس توافقی برای تشکیل "سازمان تجارت بین المللی" بود، منجر شد.
"سازمان تجارت بین المللی" اما به دلیل مخالفت امریکا هیچ گاه تشکیل نشد. در واقع، "هری ترومن" (4) رییس جمهوری وقت امریکا در سال 1950 اعلام کرد که "منشور هاوانا" را برای تایید و تصویب به کنگره ارائه نخواهد کرد.
در حقیقت، پس از آن، "توافقنامه عمومی بر سر تعرفه ها و تجارت"(GATT) به عنوان یک مکانیزم حمایتی جایگزین "سازمان تجارت بین المللی" شد.
خشم امریکا:
چهار دهه بعد، امریکا پیشنهاد تشکیل "سازمان تجارت جهانی"(WTO) را مطرح کرد؛ که هدف آن به طور کامل، پیشبرد منافع تجاری و اقتصادی این کشور بود.
واقعیت این است که امریکا همواره ماهیت انزواطلبی داشته وهیچگاه به طور واقعی از نظریه سیستم چندجانبه گرایی که در آن رهبری این کشور به رقابت گذاشته شود، حمایت نکرده است. بنابراین، خشم اخیر امریکا از نهادهایی که خود نقش مهمی در ایجاد آنها داشته است، همچون "توافقنامه تجارت آزاد امریکای شمالی"(نفتا) و و همچنین مخالفت های اخیر آن با ناتو و یا یونسکو نیز، موضوع عجیبی نیست.
نگاهی نزدیک تر به نشست مذاکرات تجاری دوحه نشان می دهد که امریکا آگاهانه (و شاید هم غیرآگاهانه) با طرح خواسته هایی که هیچ کشوری حاضر به پذیرش آن نیست، در روند این مذاکرات اخلال بوجود آورده است.
با این همه، اولویت دولت اوباما احیای مذاکرات سازمان تجارت جهانی نبود؛ بلکه تمرکز بر جایگزین جدید آن یعنی "پیمان مشارکت ترانس پسفیک" (TPP) به منظور شکست دادن رقبای خود یعنی اروپا و چین را مدنظر قرار داده بود.
بنابراین، بحران کنونی بوجود آمده در سیستم حل و فصل مناقشه در سازمان تجارت جهانی، موضوع جدیدی نیست.
در جنگ های تجاری، هدف در واقع حل و فصل مناقشه نیست؛ بلکه پیروزی در این جنگ است.
بحران حل مناقشه:
سالها است که سیستم چندجانبه گرایی برای حل و فصل مناقشات تجاری تحت نظارت و بررسی شدید و انتقاد دایمی قرار گرفته است.
امریکا به طور سیستماتیک انتصاب اعضای "نهاد استیناف" (قضات) این سازمان را متوقف کرده و عملا مانع از فعالیت سازکار دادخواست در "سازمان تجارت جهانی" شده است. به این ترتیب، این نهاد اکنون و در ژوئیه سال 2018، با تنها چهار عضو از هفت عضوی که به طور طبیعی باید در آن حضور داشته باشند، تحت استرس و فشار زیادی قرار دارد.
در صورتی که اعضای دیگر این نهاد تعیین نشوند، این نهاد رسما تا دسامبر سال 2019 منحل خواهد شد؛ چرا که تا آن زمان تنها یک عضو آن برای حل و فصل مناقشاتی که اتفاقا فوق العاده فنی هستند، باقی می ماند.
مهم تر این که، نهاد استیناف نیازمند یک هسته سه عضوی برای حل و فصل مناقشات است.
انتقاد علیه سیستم حل و فصل مناقشات تنها منحصر به امریکا نیست. سایر اعضای سازمان تجارت جهانی نیز نگرانی هایی در خصوص سیاسی شدن انتخاب اعضای "نهاد استیناف" و همچنین اختصاص داشتن کرسی های این نهاد به نمایندگان امریکا و اتحادیه اروپا مطرح کرده اند. همچنین این نگرانی وجود دارد که چین ممکن است مسیر خود را به سوی کسب یک جایگاه دایمی در این نهاد باز کرده باشد.
مهمترین انتقاد امریکا اما به فعالیت های قضایی آن بازمی گردد. "تفاهم نامه حل اختلاف سازمان تجارت جهانی" بر این موضوع تاکید دارد که هیات های حل اختلاف و مناقشه نمی توانند حقوق و وظایف مطرح شده از سوی توافقنامه های این سازمان را حذف کرده و یا موردی به آن بیفزایند.
امریکا تقریبا بدون وقفه به عملکرد برخی از اعضای "نهاد استیناف" سازمان تجارت جهانی که به استماع و بررسی برخی مواردی که در طول دوران کاری آنها به این نهاد ارجاع شده، حمله کرده است.
به هرحال، امریکا را می توان علت اصلی شرایط بوجود آمده فعلی دانست. واشنگتن در واقع با جلوگیری از تعیین جایگزین برای اعضای کنونی "نهاد استیناف" که دوره کاری آنها رو به اتمام است، مکانیزم قانونی سازمان تجارت جهانی را به لبه پرتگاه نزدیک می کند.
کاملا روشن است که امریکا نمی خواهد از سوی یک نهاد شبه قضایی چندجانبه مستقل مورد قضاوت قرار گیرد. نکته ای که در این خصوص باید در ذهن داشت این است که سازکار حل مناقشات سازمان تجارت جهانی یک دادگاه تجاری جهانی نیست.
در اینجا کاملا یک روند سیاسی و دیپلماتیک در جریان است. وجود یک مکانیسم تجدیدنظر اکنون به شکلی متناقض و در زمانی که جامعه بین الملل از نبود چنین مکانیسمی در "سیستم حل و فصل مناقشات کشور سرمایه گذار" (ISDS) به شدت انتقاد دارد، مورد سوال قرار گرفته است.
البته راه حل هایی برای آسان تر کردن و حل این بحران مطرح شده است؛ اما هنوز ریشه ها و پایه های این مشکل به قوت خود باقی است.
چه کسی نجات دهنده سازمان تجارت جهانی خواهد بود؟
چین ممکن است رهبر جدید سازمان تجارت جهانی باشد و همچنین، ممکن است دلیل موضع گیری های سخت گیرانه امریکا نیز همین ابراز وجود مقتدرانه چین باشد.
چین از زمان عضویت در سازمان تجارت جهانی در سال 2001 و به رغم پروتکل الحاقی تدوین شده از سوی امریکا و اتحادیه اروپا که با هدف محدود کردن قدرت نوظهور چین و همچنین محدود کردن تسلط تجاری این کشور بر اقتصادهای آنها تدوین شده است، پکن بهره زیادی از سیستم مبتنی بر قوانین سازمان تجارت جهانی برده است.
درکمتر از یک دهه از وقوع اولین مناقشه، چین به تجربه زیادی همسطح با امریکا و یا اروپا دست یافته است. پکن در واقع به واسطه این کسب تجربه قدرت زیادی به دست آورده است؛ به طوری که به همراه چند کشور دیگر از جمله هند و اتحادیه اروپا، اکنون به حامی اصلی چندجانبه گرایی تبدیل شده است.
اما آیا چین در حالی که از سوی شرکای اصلی تجاری خود به چالش کشیده شده است، مشروعیت به دست گیری رهبریت سازمان تجارت جهانی را دارد؟
گفته می شود پیشنهاد جدید چین و اتحادیه اروپا برای پیشبرد اصلاحات در سازمان تجارت جهانی، نوعی مبارزه با یکجانبه گرایی و سیاست های حمایت گرایی است؛ اما ممکن است نتواند پاسخگوی موضوعات مربوط به تجارت ناعادلانه باشد که علیه خود چین مطرح شده است. در واقع باید گفت که احتمال کمی وجود دارد که پکن علیه واشنگتن با بروکسل متحد شود.
به هرحال اما جهان تغییر کرده و نهادهای چندملیتی باید این تغییرات را بپذیرند. بحران امروز سازمان تجارت جهانی ممکن است آخرین نبرد برای حفظ کنترل بر این سازمان بنا گذاشته شده از سوی غرب باشد.
اکنون زمان آن فرا رسیده است که قدرت های اقتصادی نوظهور و جهان در حال توسعه نقش مهمتری در چگونگی شکل گیری چندجانبه گرایی و نهادهای چندملیتی ایفا کنند.
مترجم: زهره خزائی
1-Bretton Woods
2-Harry Dexter White
3-John Maynard Keynes
4-Harry Truman
بیشتر بخوانید:
هشتمین شکایت از ترامپ در سازمان تجارت جهانی
وزیر خارجه چین: تنشهای تجاری پکن و واشنگتن باید از طریق سازمان تجارت جهانی حل شود+ ویدئو