شهریور 30, 1399 09:20 Asia/Tehran [Updated: شهریور 30, 1399 10:00 Asia/Tehran]
  • چرخه ناامنی و خشونت در غرب آسیا؛ ماحصل سیاست‌های آمریکا

ایران پرس: آمریکا در بیانیه ضد ایرانی خود، بار دیگر ایران را به آشوب افکنی در منطقه غرب آسیا متهم کرده است.

در بخشی از بیانیه ضد ایرانی وزارت خارجه آمریکا ادعا شده است که ایران از ثروت ناشی از توافق هسته‌ای برای دامن زدن به مرگ و ویرانی از یمن تا عراق، لبنان و سوریه استفاده کرده است. 

ادعای آمریکا مبنی بر آشوب افکنی جمهوری اسلامی در غرب آسیا، کذب و نشانه شکست راهبرد فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی است، ادعایی است که حتی متحدان سنتی آمریکا در قاره اروپا نیز با آن همراهی نکردند.

راهبرد سه گانه آمریکا درقبال منطقه غرب آسیا

وضعیت امروز غرب آسیا بیش از همه ناشی از راهبرد سه گانه آمریکا شامل جنگ، اختلاف‌افکنی میان رقبا و کشورهای منطقه و همچنین تبدیل منطقه به بازار سلاح‌های آمریکایی است، سلاح‌هایی که حتی کنگره آمریکا نیز اذعان کرده علیه غیرنظامیان استفاده می‌شود. 

مردم یمن مانند همه مردم کشورهای عربی که در سال 2011 شاهد قیام علیه دیکتاتوری بودند، علیه حکومت دیکتاتوری «علی عبدالله صالح» قیام کردند. خواسته و مطالبه اصلی مردم یمن، دموکراسی بود یعنی همان چیزی که در زمره ارزش‌های ادعایی آمریکا است.

با این حال، آمریکا و متحدان عرب آن در منطقه غرب آسیا همه تلاش خود را به کار بردند تا مانع تحقق دموکراسی در یمن شوند و در یک مرحله با برگزاری انتخابات نمایشی و تک نامزدی ریاست جمهوری در این کشور و به قدرت رساندن «عبدربه منصور هادی» موفق نیز بودند.

آنچه سبب بازتولید اعتراض‌ها در یمن در سال 2014 شد، ناکامی منصور هادی در تامین مطالبات مردم و وابستگی کامل وی به خارج از یمن بود که نهایتاً نیز به قدرت گرفتن گروههای جدیدی در این کشور از جمله جنبش انصارالله شد.

عربستان سعودی، مهم‌ترین متحد آمریکا در غرب آسیا با حمایت دولت وقت آمریکا از راهبرد جنگ علیه یمن بهره گرفته و دولت کنونی «دونالد ترامپ» نیز در 4 سال گذشته حمایت همه جانبه‌ای از آن به عمل آورده است.

برونداد این جنگ، شکل‌گیری بزرگ‌ترین فاجعه انسانی دهه‌های اخیر نظام جهانی در یمن بود. عامل اصلی این وضعیت نیز مخالفت آمریکا و عربستان با به قدرت رسیدن احتمالی انصارالله در یمن است که هویت سیاسی و مذهبی متضادی با واشنگتن و ریاض دارد. 

بدون شک، وضعیت فعلی عراق نتیجه جنگ و مداخله آمریکا است. آمریکا به بهانه سلاح کشتار جمعی در سال 2003 به عراق حمله کرد، اما از 2003 به بعد، عراق عملاً تحت اشغال آمریکا قرار دارد. شکل‌گیری دولتی شکننده در عراق نتیجه مداخله‌های آمریکا است.

واشنگتن خواستار سیاست خارجی مستقل در عراق نیست بلکه تبعیت کامل از سیاست‌های آمریکا را پیگیری می‌کند، نظیر آنچه که این روزها امارات و بحرین و چند کشور دیگر عربی در قضیه فلسطین انجام می‌دهند. تاکید گروه‌های عراقی بر استقلال و مخالفت آنها با مداخله آمریکا سبب سازماندهی توطئه و اجرای آن توسط مزدوران آمریکا در عراق و بازتولید خشونت و ناآرامی در این کشور مهم غرب آسیا شده است. 

لبنان با جنگ و درگیری داخلی مواجه نیست بلکه با رقابت گروه‌های سیاسی برای کسب قدرت مواجه است. این رقابت در سال 2018 با پیروزی ائتلاف مقاومت در انتخابات پارلمانی می 2018 همراه بود، اما آمریکا و حامیان آن در داخل و خارج لبنان در اکتبر 2019 تلاش کردند شکست در صندوق‌های رای را با تظاهرات خیابانی و فشار سازماندهی شده بر ائتلاف مقاومت جبران کنند. وضعیت امروز لبنان نتیجه دشمنی نامحدود آمریکا و متحدانش با حزب‌الله لبنان است. 

سوریه در سال 2011 شاهد اعتراض‌های مردمی بود، اما اعتراض‌ها به جنگ تروریستی تبدیل شد. گروه‌های تروریستی تحت حمایت محور غربی به رهبری آمریکا، محور عربی به رهبری عربستان و محور صهیونیستی تلاش کردند با اشغال جغرافیای سوریه و به راه انداختن جنگ و خونریزی زمینه سقوط دولت قانونی این کشور را فراهم کنند. حمایت محور مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی ایران و همچنین حمایت روسیه سبب شد جنگ تروریستی در سوریه به سقوط نظام این کشور در گام اول و تجزیه آن در گام بعدی منجر نشود. 

واقعیت این است که آنچه جمهوری اسلامی ایران و متحدان آن در منطقه و به خصوص در چهار کشور یمن، عراق، لبنان و سوریه انجام می‌دهند، صرفاً دفاع در مقابل تهاجم مکرر و مداوم آمریکا و متحدان آن علیه این کشورها است. اگر تهاجم و جنگ‌طلبی آمریکا و متحدانش تمام شود و اصل حق تعیین سرنوشت به طور واقعی برای مردم این منطقه و به ویژه این چهار کشور مد نظر قرار گیرد، جمهوری اسلامی ایران نیز حامی آن خواهد بود.

نویسنده:سیدرضی عمادی

117

 

کلیدواژه

کامنت