ایران پرس: نیمه شعبان 1443 هجری قمری در آخرین جمعه قرن چهاردهم هجری شمسی روز میلاد مبارک منجی بشریت حضرت مهدی (ع) است که آخرین حجت الهی در زمین و پایان بخش تیرگی‌ها، رنج‌ها و آلام بشری است.

فرخنده تر آنکه همزمانی شروع نوروز امسال با جشن نیمه شعبان شادمانی انسانها را دو چندان نموده است. این شادمانی از آن روست که در روایات، نوروز نیز از زمان‌های ظهور منجی دانسته شده و هرسال فرا رسیدن سال نو دل‌های منتظران را بی تاب دیدار او می سازد.

آن زمان که خورشید عدل و آزادی بتابد، او در چهره مردی خوش صورت و زیبا ظاهر می شود. لباس و بدنش تمیز و عطرآگین است. در سیمای درخشانش، انسانیت و کمال موج می زند.

پیامبر (ص) او را طاووس اهل بهشت خوانده است. پیشانیش باز و نورانی است و دیدگانی سیاه و سینه ای فراخ دارد. شبیه ترین مردم از حیث سیرت و صورت به رسول خداست. ستاره ای در میان اهل بیت پیامبر است. حق، جز با او یافت نمی شود و نور و روشنی در نزد اوست. او با یاری خداوند، بر دشمنان و ستمکاران غلبه می یابد.

امام مهدی (ع)، منجی عالم، یکباره و ناگهانی در صحنه عالم پدیدار می شود. لباس و دستار آخرین فرستاده الهی حضرت محمد (ص) همراه اوست. او عصاره همه خوبی‌ها و نیکی هاست و آئینه تمام نمای یکصد و بیست و چهار هزار پیامبری است که از سوی خداوند برای هدایت بشر برانگیخته شده اند.

ازاین رو، منش و خلق و خوی عالی پیامبران در وجود او متجلی است. همه را فرا می خواند و چنین بانگ بر می آورد که: "انا بقیة الله" (من ذخیره خدا هستم)

حضرت مهدی (ع)، آخرین ذخیره الهی و منجی بشریت در طلوع فجر نیمه شعبان سال 255هجری قمری متولد شد. در این روز خانه امام حسن عسکری (ع)، پر نور از تولد نوزاد مبارکی بود که هیچکس از وجودش آگاه نبود. امام که می دانست به دست فرزند پاکش، عدل و داد در جهان برپا خواهد شد، فرمود: "شکر خدا که مرا از این دنیا خارج نکرد، تا اینکه جانشین بعد از خود را ببینم که شبیه ترین مردم به رسول ازجهت سیرت و صورت است. خداوند او را در زمان غیبتش محافظت و سپس ظاهر می کند و دنیا را همچنانکه پر از ظلم و فساد می شود، از عدل و داد پر می نماید."

حاکمان بنی عباس از طریق اخبار و روایات شنیده بودند که مهدی موعود، فرزند امام عسکری (ع) است. آنها برای جلوگیری و آگاهی از تولد چنین فرزندی، خانه امام را تحت مراقبت شدید قرار دادند. محل زندگی ایشان را در وسط پادگان ایجاد کردند و رفت و آمد به منزل حضرت (ع) در پایین ترین سطح آن بود اما به خواست خداوند، ماموران حکومت از تولد شگفت آمیز مهدی (ع) آگاه نشدند، زیرا هیچکس اثری از بارداری همسر امام عسکری را مشاهده نکرد.

حضرت مهدی (عج) مدت کمی از سال‌های اولیه زندگی را درکنار پدر بود. دراین مدت امام عسگری (ع)، وی را تنها به برخی از اصحاب خاص خویش معرفی می کرد و آینده درخشان او را نوید می داد. هنگامی که امام عسکری (ع) به شهادت رسید، مهدی (ع) کودکی پنج ساله بود. از همان زمان، دوره امامت ایشان آغاز شد. 

اما خیلی زود، همان دلایلی که باعث شد ولادت مهدی (ع) از دشمنان و مخالفان مخفی بماند، موجب شد که او از انظار مردم غایب شود و نحوه تماس و ارتباط حضرت با مردم به شکل دیگری ادامه یافت.

آن حضرت در مقطعی از زمان، ازطریق چهار نماینده خاص خود با مردم در ارتباط بود و به هدایت و راهنمایی آنها می پرداخت. این دوران که به آن «غیبت صغری» گفته می شود 69 سال طول کشید.

پس از دوران غیبت صغری، حضرت مهدی (ع) ، به امر خداوند از دیده ها غایب شد تا روزی که چون خورشیدی فروزان در افق عالم طلوع کند، رازهای نهفته در سینه پر درد تاریخ را فاش گوید و با ظهورش زندگی پرفراز و نشیب انسان را روشنی تازه ببخشد.

ظهور مهدی (ع) را از مکه و در روز جمعه نوید داده اند، اما هیچ منبعی به تاریخ دقیق ظهور رهایی بخش جهان اشاره نکرده است.

به گفته پیامبر بزرگوار اسلام، تنها خداوند است که هرگاه زمانش فرا رسد، او (مهدی) را آشکار می سازد. امام محمد باقر (ع)، ظهور مهدی (ع) را تفسیر آیه 17 سوره حدید می داند که می فرماید: "آگاه باشید که خداوند زمین را پس از مردنش زنده می کند."

 به تعبیر امام باقر (ع)، خداوند بوسیله امام مهدی (عج)، زمین را زنده می کند. یعنی، جهان که براثر ظلم و بیدادگری، مرده و بی روح شده، با عدل و داد امام مهدی (ع) روح تازه می یابد و گویا دوباره متولد شده است.

پس آنگاه، 313 نفر از یاران خاص حضرت مانند پاره های ابر در هنگام پائیز، در پی یکدیگر می آیند. آنها در شهر مکه، در غیرموسم حج جمع می شوند. مردم مکه از دیدن آنها در آن هنگام از سال تعجب می کنند و نگران می شوند. ولی این شخصیت‌های نورانی و والامقام درمیان رکن و مقام درکنار کعبه، با امام مهدی (عج) بیعت می کنند.

تجمع آنها، یادآور این آیه خداوند است که می فرماید: "هرجا باشید خدای تعالی شما را حاضر می کند و در یک جا جمع می کند ، زیرا که خداوند بر همه چیز قادر و تواناست." ( سوره بقره آیه 148 )

در قرآن کریم از عصر ظهور حضرت مهدی (عج) به‌روزی که نور خدا عالم را پر می‌کند یاد می‌شود یعنی روزی که همه زیبایی‌ها، بر عالم حاکم می‌شوند و تجلی همه صفات حسنه‌ای که از خداوند سراغ داریم، در زمان ظهور امام زمان (عج) اتفاق می‌افتد.

در آن زمان تضادها، برخوردها و اختلاف‌ها و تبعیض‌های ریشه دار جامعه بشری که از کفر و شرک مایه می گیرد، از بین می رود. در همین راستا، کاستی ها و نواقص ادیان و مکاتب بیش از پیش، روشن شده و اسلام به عنوان بهترین آئین شناخته می شود.

به عبارت دیگر، در آن روزگار، راه و روش‌ها یکی می شود و یگانگی در عقیده و مرام انسان‌ها پدید می آید. حضرت مهدی (عج) این دعوت قرآن را محقق می سازد که در آیات خود، همه را به سخنی مشترک فرا خوانده که برپایه آن، خدای واحد را بپرستند و چیزی را شریک او قرار ندهند.

ملاصدرا، فیلسوف بزرگ ایرانی می گوید:

"کارهایی که در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) تحقق می یابد، کاملاً با خواسته های پیامبر اسلام (ص) منطبق است. زیرا بین این دو، به وسیله امری باطنی، ارتباط وجود دارد و به همین جهت، اهداف وحی و نبوت در زمان ظهور آن حضرت تحقق می یابد و شعاع خورشید حقیقت همه جا را فرا می گیرد. از ویژگی‌های زمان ظهور این است که اختلاف بین فقهای دین برطرف می شود و قضاوت‌های متفاوت درمورد یک موضوع، یکی می شود و همچون زمان رسول خدا (ص) مذهب‌ها به یک مذهب تبدیل می شوند."

بدین ترتیب، در جامعه آرمانی اسلام، شاهد یک دگرگونی بنیادی در ماهیت روابط اجتماعی هستیم. رابطه انسان با خدا، تغییر می کند و عطر خداپرستی در سراسر عالم گسترده می شود. رابطه انسان با خود نیز دگرگون می شود. یعنی بشر به بلوغ فکری می رسد و دریچه های ذهن او گشوده می گردد.

عقل او کامل تر شده و به افقهای بلند تری می نگرد. همچنین در آن دوران، روابط انسانها با یکدیگر، بصورت بنیادین متحول می شود. در آن روز، انسانها در پی تجاوز به حقوق دیگران و تصاحب آن بر نمی آیند، کسی به دیگری ستم نمی کند، تبعیض و فریب رنگ می بازد، جنگ و فتنه و خصومت و وحشیگری ریشه کن می شود و هرکس بدون هیچ مشکلی به حقوق خویش دست می یابد.

و این چنین است که اعتقاد به مهدویت امید و اطمینان را در دلها می پراکند. در گذشته های دور فرعونها ادعای خدایی می کردند و نمرودها ستم می راندند، و امروز نیز شاهدیم که کودکان خردسال در یمن و فلسطین و افغانستان و ... با نگاه جگر سوز خود، به پیکر پاره پاره خانواده و همسالانشان می نگرند و عدالت گمشده را جستجو می کنند، اما اینها یک روی سکه است.

بشر امید آن دارد و می داند که تاریخ، با خاطره ناکامی‌ها و تلخ کامی‌های بشر به پایان نخواهد رسید و سرنوشت نهایی انسان، ضعف و زبونی نیست و بی گمان، خورشید هدایت از پس ابرهای تیره بیرون می آید و جهانی از روشنایی و آگاهی و دوستی را فرا روی بشر قرار می دهد. جهانی که در آن، آدمی بسوی حقیقت و عشق تا افقهای دور پرواز می کند و آن ،زمانی است که او....می آید.

در پایان از خداوند می خواهیم آن چهره ارجمند و آن پیشانی درخشان را به ما بنماید، در فرج او تعجیل نموده، ما را ازیاران او قراردهد و ظهورش را آسان گرداند.

زهرا قربان عسگری

117