مرداد 12, 1399 15:48 Asia/Tehran [Updated: مرداد 12, 1399 17:04 Asia/Tehran]
  • شرح اسماء الهی؛ الله اکبر

ایران پرس: امام علی بن موسی الرضا (ع) در این باره می فرماید: «خداوند برای خود اسمائی را اختیار کرد، تا مخلوقات به واسطه آن اسماء او را بخوانند و بشناسند». یکی از اسمائی که ما را در شناخت خداوند یاری می دهد اسم «کبیر» است.

فرهنگ و معارف-  کبیر بدین معناست که عظمت و کبریا از آن خداست. اوست بزرگی که دارای جلال و بلند مرتبگی است و هر چیز در برابر او بسیار خوار و پست می نماید. در آیه 62 سوره حج آمده است:

«ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ؛ حقیقت این است که خدای یکتا، حق مطلق است و هر چه جز او می خوانند ، باطل است و فقط خدا بلند مرتبه و بزرگ است.»

کبیر، از ریشۀ «کَبُر» و به معنای عظیم و بزرگ و ضد «صِغر» به معنای کوچک است.

کبیر در مقابل صغیر همچنین بر بزرگی در شأن و منزلت ، سن و بر بزرگی در ریاست و نسبت اطلاق می‌شود.

 

کلمه مشابه «کبیر»، «عظیم» است که در مقابل حقیر به کار می‌رود. صغیر و کبیر از امور نسبی‌اند. یک شیء ممکن است در مقایسه با شیء دیگری صغیر شمرده شود و در مقایسه با دیگری کبیر باشد. اما اسم «عظیم» را نمی توان با شیء دیگری مقایسه کرد و به آن صفت حقیر اطلاق کرد.

«عظیم» نیز به معنی بزرگ است و ممکن است در مورد امور مادی یا معنوی به کار رود.

چنانکه خداوند در آیه 63 سوره شعراء به شیء مادی چون کوه اشاره کرده و می فرماید:

«فَانْفَلَقَ فَکانَ کلُّ فِرْقٍ کالطَّوْدِ الْعَظیم :... و دریا از هم شکافته شد، و هر بخشى همچون کوه عظیمى بود». برای امور معنوی نیز می توان به آیه 76سوره صافات اشاره کرد، آنجا  که می فرماید:

« وَ نَجَّیْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْکرْبِ الْعَظیمِ: و او و خاندانش را از اندوه بزرگ رهایى بخشیدیم.»

«کبیر» به معنای قدر و منزلت بزرگ (عظیم القدر) است.

کبیر به عنوان اسم نیکو و الهیِ خداوند به معنای بزرگ و صاحب کبریایی است. 

خداوندِ کبیر، بزرگتر از آن است که به توصیف درآید. او بزرگتر از هر چیزی است که به ذهن ما خطور کند و علم و عقل آن را درک نماید.

وَ کَبِّرْهُ تَکْبِیراً

مهم ترین شعار مسلمانان تکبیر است که در آن خداوند را به بزرگی یاد می کنند. نماز با تکبیر الاحرام آغاز می شود.

نمازگزار با ذکر تکبیر به این واقعیت اعتراف می نماید که خداوند از همه چیز و همه کس بزرگتر و برتر است و به همین دلیل کارهای دیگر را رها می کنم و همه را پشت سر می گذارم و تنها سر در برابر او خم می نمایم.

چنانکه وقتی پیامبر (ص) به نماز می ایستاد گویا که هیچ کس و هیچ چیز را نمی شناخت. 

در آیه 111 سوره اسرا خطاب به پیامبر (ص) می فرماید:

« وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبِیراً  و بگو: ستایش از آنِ خداوندى است که نه فرزندى براى خود گرفته است، و نه در حاکمیّت، شریکى براى او بوده و نه هرگز به خاطر ذلّت و ضعف، یاورى گرفته است. و او را به طور شایسته، بزرگ بشمار ».

گوینده دوم:

خداوند کبیر ، بزرگ تر و بلندمرتبه تر از آن است که تشبیه و مقایسه با کس یا چیزی گردد.

در حدیث آمده است که مردی نزد امام صادق (ع) گفت: الله اکبر (خدا بزرگتر است) امام فرمود: خدا از چه چیز بزرگتر است؟

مرد گفت: خداوند از هر چیزی بزرگ تر است. امام فرمود: وای بر تو!  تو با این بیان خداوند را محدود نمودی، آیا چیزی همراه خداوند است تا خداوند بزرگ تر از او باشد؟

مرد گفت: پس چه بگویم؟ فرمود: بگو خداوند بزرگ تر از آن است که توصیف شود. (الله اکبر مِن اَن یُوصَف) لذا مؤمن، بزرگی و کبریایی را فقط لایق خداوندِ کبیر می داند و تنها وی را به آن می ستاید و شعارش در هر حال و مقام و در برابر هر کسی «اللهُ أکبر» است.

مؤمن در برابر خداوندِ کبیر با تعظیم و سجده خود را حقیر و خوار می شمرد و در پرتو این ذلالت و تواضع، بزرگی و برتری جاودان می یابد. مؤمن خواهان بزرگی و عزّت در سایه ایمان به خداست.

او نه تنها خود، بلکه دیگران را نیز به سوی پروردگارش دعوت می کند و در این راستا مؤمنان را والا و محترم می گرداند. 

ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبیرُ

اسم کبیر به عنوان اسم خداوند در قرآن مجید 5 بار با اسم «علیّ» و یکبار با «متعال» همراه شده است. 

در موارد دیگر عموماً اشاره بزرگی از نظر مقام و منزلت می نماید، چنانکه در آیه 12 سوره مُلک اسم کبیر را در پاداش کسانی که دور از چشم مردمان، ترس از خدا در دلشان وجود دارد را بیان داشته و می فرماید:

« إِنَّ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَیْبِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ کَبِیرٌ: کسانى که از پروردگارشان در نهان مى ترسند، مسلّماً آمرزش و پاداش بزرگى دارند!»

و بزرگیِ این پاداش در فزونی و عظمت به گونه ای است که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و بر هیچ قلبی گذر نکرده است.

همچنین این اسم حکایت از فضل خداوند نسبت به بندگان صالحی می کند که گوی سبقت در خیرات را ربوده اند. 

در آیه 32 سوره فاطر می فرماید:

« ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللهِ ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبیرُ:  سپس این کتاب (آسمانى) را به گروهى از بندگان برگزیده خود به میراث دادیم، (اما) از میان آنها عده اى بر خود ستم کردند (و به آن عمل نکردند) ، و عده اى میانه رو بودند، و گروهى به اذن خدا در نیکی ها (از همه) پیشى گرفتند، و این، همان فضیلت بزرگ است.» پاداش این سبقت کنندگان در خیر و نیکی، بهشت ابدی است که در آیه 33 همین سوره تشریح شده است. همچنان که در آیه 11 سوره بروج نیز می فرماید:« إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذلِک الْفَوْزُ الْکبِیرُ: بی تردید برای کسانی که ایمان آورده و اعمال شایسته انجام دهند، باغهایی از بهشت است که نهرها زیر درختانش جاری است و این خود رستگاری بزرگ است».

گوینده دوم:

انسان مومن برای تفرب جستن و انس با خداوند از اسماء الهی مدد می گیرد. هنگامیکه خداوند از طریق اسم مبارک کبیر بر کسی تجلی کند، او نیز در حد ظرفیت وجودی‌اش، کبیر می‌شود و همه چیز دیگر به غیر از خدا در برابرش کوچک و حقیر است. هیچ موجودی را به جای خدا نمی‌نشاند؛ یعنی هیچ موجودی به‌غیر از خدا را شایسته این‌که او را هدف، قبله و مقصد قرار بدهد نمی‌داند؛ اما در مقابل، در برابر جبّاران و زورگویان، کافران و بدعت‌گذاران و افراد متکبر، تکبر می ورزد و آنها را برتر نمی داند.

چرا که در معارف دینی مواردی ذکر شده است که می بایست تکبر کرد؛ از جمله در میدان جنگ، در مقابل دشمن و همچنین در مقابل شخص متکبر، و همچنین لازم است که زن مسلمان در مقابل مرد نامحرم رفتار متکبرانه‌ای داشته باشد.

امام علی (ع) فرمودند: « التکبرعلی المتکبر هو التواضع بعینه: تکبر در برابر شخص متکبر عین تواضع است. » 

در کتاب های تاریخی نقل شده است: «هنگام ورود حضرت زینب (س) به مجلس ابن زیاد (حاکم کوفه) ، چنان با اُبهت و عظمت وارد شد و وظیفه اسلامی خود را در مقابل ظالم، متکبر و نامحرم به خوبی انجام داد که آن حاکم ستمگر بی‌اختیار گفت: مَنْ هَذِهِ الْمُتَکَبِّرَۀُ؟ این بانوی متکبر کیست؟»

یَا أَعْظَمَ مِنْ کُلِّ عَظِیمٍ ، یَا أَکْرَمَ مِنْ کُلِّ کَرِیمٍ ، یَا أَرْحَمَ مِنْ کُلِّ رَحِیمٍ ، یَا أَعْلَمَ مِنْ کُلِّ عَلِیمٍ ، یَا أَحْکَمَ مِنْ کُلِّ حَکِیمٍ، یَا أَقْدَمَ مِنْ کُلِّ قَدِیمٍ ، یَا أَکْبَرَ مِنْ کُلِّ کَبِیرٍ، یَا أَ لْطَفَ مِنْ کُلِّ لَطِیفٍ ، یَا أَجَلَّ مِن کُلِّ جَلِیلٍ ، یَا أَعَزَّ مِنْ کُلِّ عَزِیزٍ سُبْحانَکَ یَا لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ ، خَلِّصْنا مِنَ النَّارِ یَا رَبِّ:

ای بزرگ‌ تر از هر بزرگ، ای کریم‌تر از هر کریم، ای مهربان‌تر از هر مهربان، ای داناتر از هر دانا، ای فرزانه‌تر از هر فرزانه، ای دیرینه‌تر از هر دیرینه، ای بزرگ‌تر از هر بزرگ، ای لطیف‌تر از هر لطیف، ای باشکوه‌تر از هر باشکوه، ای عزیزتر از هر عزیز منزهى تو اى که معبودى جز تو نیست ، فریاد فریاد ، پروردگارا ما را از آتش جهنم نجات بخش!  

ستاره مهدی زاده

بیشتر بخوانید:

شرح اسمای الهی؛ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ 

شرح اسماء الهی؛ وَ هُوَ ٱللَّطِیفُ ٱلۡخَبِیرُ

شرح اسماء الهی؛ هو الغفور الشکور

شرح اسمای الهی؛ وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ

شرح اسماء الهی؛ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ

شرح اسماء الهی؛ ان الله بصیر بالعباد

شرح اسماء الهی؛ تو ای خدای «حلیم»

شرح اسمای الهی؛ پروردگار «لطیف» من

 

کلیدواژه

کامنت